" دل "

اولین حرف دریا و لورا

خودی(6تاییا)

خبر دارم که اومدی، با این که تو بی‌خبری
دلم گواهی می‌ده که، بازم تو پشت این دری

تو اومدی تا شب نیاد، تو اومدی که غم بره
تو اومدی تا خیره شم، به خنده‌ت و دلم بره

تو اومدی که بی‌کسی، سر نبره حوصله‌مُ
که بندازم به زیر پات، فرش سپید دلمُ

خبر داری که وقتی از راه می‌رسی چیا می‌شه؟
خبر داری پشت سرت یه شهر ردپا می‌شه؟

جاده بازم منتظره، کاشکی که هم‌سفر بشی
خبر دادن بی‌خبری، خدا کنه خبر بشی

   + لورا و دریا قومآ ; ٩:٥۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٢/٤/٤
comment نظرات ()